Wednesday، July 01، 2009

ما اکثریت جامعه، مشروعیت سیاسی دولت را نمی پذیریم

پس از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان، مهندس میرحسین موسوی بیانیه ای در مورد آن صادر کرد.متن کامل آن به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجههیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد.جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف ازعهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانتقرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته،روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردةمردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودیگرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران این ماجرا با صورت‌حساب بلند بالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی دادسود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی واخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریبساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیمآن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیازدادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه ازآن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بودنمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتمادلطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند، ما نیز بامنکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارشمی‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلومشود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردمرا بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب رااز زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شمافایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان وهمکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتیبر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعاتآزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری رامسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تاقیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامیباز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان راسرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفتهمی‌شود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهدافانقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم بادور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیماتخلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینیکه خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کارسنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترینمسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولینقدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندنخبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آنیکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، اینیکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدشبلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا اینکه تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست کهآغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را دردایرۀ خود می‌آورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حالآن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سرگذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ وتردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شدهبود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصلهمردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات رابه جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی،شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خندهاز لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آیندهبنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند.فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظاماسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوانو میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماهپیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی،خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و ازنفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل وعشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و دراین رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجاکه در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀشما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب ویا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی وتعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی وقومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی کهشوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندیاست.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀخود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان رایافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبتنزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است کههیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم کهپشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبزجوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان درطول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظاین دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن استکه از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامیدنشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آیندهرساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانیما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یکتاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم.در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقینماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادهازنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدیاست. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را کهدر جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنهنیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه!آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما رادر طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانانمی‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌هایخود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروعبه روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هرکجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را درسرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف بهامور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برایهزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است.اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به اینخاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصلهنگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است کهلطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شودکه دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوییکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله.به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشدبرای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق وکمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفایحقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام بهآنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازهندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلکشود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصلمهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما بااستبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهدنخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در برمی‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا باچنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارایظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگانروحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملیدرآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبالخواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور بهساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم کهچون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات بازبگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنهابدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن رامی‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محققساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشتخود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.
- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوهآنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند،تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستیننسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخشاست که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی واجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم وبیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانیدر تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آنحد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال وزنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حلبسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست.درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانیکه انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرفمقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیرپا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعاتمحروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتانببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسیکه مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگرگرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویینیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکتما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفیجا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که درفردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آنرا نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروزصبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرومعاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمیکه به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما بهخشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیمکه در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است،سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزیکه ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزیکه ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت وفضیلت پیوند می‌دهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقینمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سردارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشندخداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از اینهدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تانمستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزیرهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصولراه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برایعمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوختهکند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضایمدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایتشدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که درورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد کهآنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومیبرای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود ودروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمیتبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریاناتاخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاداین دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستارگذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدااز حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود ونیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحهکنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگینکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه درانتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونیصیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریقانتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع بهمحاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردمبرسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطلمانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در اینمرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی وبازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بینببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت،پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم وهر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمیکشور
- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی ودخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند وچه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوارهفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند، ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میرحسین موسوی
88/4/10

Monday، June 29، 2009

الله اکبر- شورای نگهبان، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد

الله اکبر- شورای نگهبان، نتیجه دهمین انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد.
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................
الله اکبر-.............................................................................

Sunday، June 28، 2009

گلایه های فرزند شهید بهشتی به پدرش:جمهوریت نظام را به بهانه حراست از اسلام ذبح کردند

سیدعلیرضا بهشتی فرزند آیت الله بهشتی که از اعضای ستاد و حامیان میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود، در نامه ای خطاب به پدرش از رفتارهای غیردینی و آنچه او تحجر و التقاط می نامد، گلایه کرده است.

هفته گذشته عده ای لباس شخصی با ورود به دفتر روزنامه کلمه سبز در میدان هفت تیر که زیرنظر علیرضا بهشتی منتشر می شد، اعضای تحریریه را بازداشت کردند. در اطلاعیه هایی که پس از آن منتشر شد، اعلام شد که یکی از مراکز جهت دهی اغتشاشات اخیر که از خارج از کشور خط می گرفت، شناسایی و اعضای آن دستگیر شده اند.

مشروح نامه که در سالگرد ترور شهید بهشتی است، در زیر می آید:

پدر، دیدی چه کردند؟

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت
اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر، دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید

سید علیرضا حسینی بهشتی
هفتم تیرماه 1388

Monday، June 22، 2009

تهران تقسیم بر....نظامی و چوب و باطوم

امروز قرار بود به پاسداشت کشته شدگان درگیری های اخیر تهران، مردم به احترام آنان چراغ های خودرو خود را روشن کنند یا با یک شمع روشن به خیابان بیایند. گروهی قصد داشتند این مراسم را در هفت تیر برگزار کنند. اما نتیجه آن دستگیری بیش از 15 نفر بود.
1- صدا و سیما اعلام کرده شهر در امن و امان است و آشوب گران و اغتشاش کنندگان تجمعی نداشته اند. هیچ تصویری از خیابان های شهر پخش نمی شود.
2- از ساعت 4 نیروهای پلیس، ضد شورش ناجا، سپاه، لباس شخصی هایی که جلیقه سپاه یا کلاه بر سر داشتند و چوب به دست، میدان های میدان های هفت تیر، فردوسی، ولی عصر، توحید، فاطمی، فلسطین، جمهوری، امام حسین، بلوار کشاورز، خیابان حجاب، جمهوری و کوی دانشگاه، چهارراه ولیعصر و چهار راه طالقانی، به طور کامل در اختیار نیروهای نظامی بود. مجموعه این نیروها که تمام این محدوده را در اختیار دارند، بیش از 12 هزار نفر بود که تمامی چهار راه ها و تقاطع های خیابان ها را محدود کرده بودند.
3- نیروهای نظامی و شبه نظامی با استقرار در میادین و خیابان های مرکز و غرب تهران مانع از برگزاری مراسم پاسداشت کشته شدگان تجمع های اخیر تهران شدند.
4- از ساعت 5 گروه های مختلف مردمی قصد رفتن به میدان هفت تیر را داشتند؛ اما با تذکر نیروهای حاضر یا زدن باطوم به زمین یا دیوار، مردم را متفرق می کردند.
برخی دیگر هم خودروهای تک سرنشین یا موتورسواران را متوقف می کردند و کارت شناسایی و گاه لوازم آنها را کنترل می کردند.
5- برخی از نیروهای نظامی، با تذکر به خودروها، آنها را از روشن نگه داشتن چراغ ها منع می کردند.
6- این تجمع با حضور گسترده ماموران که در برخی موارد مانع از تردد افراد به سمت هفت تیر می شدند، در آخرین ساعات روز، بیش از 15 نفر در میدان هفت تیر دستگیر شدند.

7- امروز برای اولین بار ظرف 12 روز گذشته، تلفن های همراه در بسیاری از خیابان ها به غیر از محدوده هفت تیر و خیابان حجاب به سمت وزارت کشور، آزاد بود.
سن برخی از افرادی که در پوشش کامل سپاه بودند یا با لباس شخصی چوب به دست گرفته بودند در مواردی به 16 سال هم می رسید که امروز تعداد این افراد بیشتر بود.
8- ماشین آب پاش پلیس تا ساعت 9 در تقاطع میرزای شیرازی- انقلاب مستقر و آماده بود.
9- در حال حاضر مراکز تجاری بخش مرکزی و غرب تهران از ساعات میانی روز به حالت نیمه تعطیل در می آیند و به دلیل کنترل شدید راه های عبور و مرور این مناطق از ساعت 6 ترافیک بسیار سبکی دارند.
هنگام نماز عصر، تعدادی از نظامیان و شبه نظامیان در بخش شمال غربی میدان ولیعصر و در خیابان نماز جماعت اقامه کردند.
10- صدا و سیمای جمهوری اسلامی، در مواردی به صورت زیر نویس اعلام کرده که بهتر است مردم برای حفظ امنیت خود پس از ساعت 8 تردد کمتری در خیابان ها داشته باشند.

Sunday، June 21، 2009

9 مورد از دهمین روز از اعتراضات خیابانی

اهم آنچه بعد از گذشت 10 روز از انتخابات در تهران گذشت.
1- سردار رادان، اعلام کرد که هیچ یک از نیروهای پلیس که در روز شنبه برای برقراری آرامش و برخورد با اغتشاش گران در میادین و خیابان های مختلف تهران حاضر بودند، مسلح به هیچ سلاح گرمی نبودند. وی اما اعلام نکرد شلیک گلوله چه به صورت تیر هوایی و چه مستقیم به روی مردم از طرف چه کسانی شلیک شد.(البته وی آن را به گروه های تروریستی نسبت داد.)
2- به گفته سردار رادان، 10 کشته و 100 زخمی حاصل درگیری های روز شنبه است که وی آن نتیجه اعمال خشونت های اغتشاش گران مسلح دانست. "پرس تیوی" شبکه انگلیسی زبان دولتی ایران تعداد کشته ها را 13 نفر اعلام کرد.
3- خبر دستگیری و بازداشت 5 نفر از اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی یکی دیگر از اخبار روز یکشنبه بود. یک مقام امنیتی به خبرگزاری فارس گفته است که به دلیل حضور نیروهای تروریستی و منافق در جمع معترضان، برای حفاظت این افراد بازداشت شدند؛ که آخرین ساعات روز یکشنبه آزاد شدند. این افراد یک روز برای حفاظت جانی در بازداشت به سر می برند.
4- یکشنبه تهران نسبت به روز قبل، روز آرامی را گذراند.این آرامش همراه با حضور نیروهای نظامی و شبه نظامی مسلح به باطوم در نقاط مختلف شهر بود. این نیروها از ساعت 3 در هفت تیر، میدان ولی عصر، خیابان فلسطین، میدان انقلاب و دیگر مناطق تهران و میادین اصلی شهر مستقر شدند و هر گونه تردد را تحت کنترل داشتند و در مواردی نیز اقدام به متوقف کردن موتورسواران و کنترل مدارک آنان می کردند. این آرامش در سایه حضور کامل نیروهای نظامی و افرادی که با لباس غیرنظامی اما باطوم به دست بودند، حاصل شد.
5-هم زمان با ورود به مناطقی از جمله ولیعصر و انقلاب و خیابان هایی که ظرف روزهای گذشته درگیری در آنها وجو داشت، تلفن همراه قطع می شود. هنوز سرویس ارسال و دریافت پیامک قطع است(این ماه آبونمان خدمات ویژه نباید در قبوض درج شود.)
6-خبرنگار بی بی سی اخراج شد و همچنان دستگیری افراد مختلف اعم از سیاسی و روزنامه نگاران ر تهران ادامه دارد. به گفته کمیته گزارشگران بدون مرز، تا کنون 23 روزنامه نگار و وبلاگ نویس بازداشت شده اند.
7- خبرگزاری فارس همچنان در حال انتشار اخبار و گزارش هایی است که نویسندگان و گویندگان آن میرحسین موسوی را متهم به انواع اعمال مجرمانه می کنند؛ اما نام آنها مشخص نیست و این مطالب عمدتاً با عنوان یک حقوقدان برجسته یا یک مقام ارشد امنیتی منتشر می شوند.
8- صدا و سیما و خبرگزاری فارس تمام تلاش خود را برای محکوم کردن میرحسین در اقدامات اعتراض آمیز خود می کنند تا جایی که روز یکشنبه شبکه شش تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس را برای یک گفت و گوی هدایت شده دعوت کرد تا اقدامات کاندیدای معترض را غیرقانونی نشان دهند.
9- سایت های خبری و خبرگزاری های داخلی به غیر از فارس و ایرنا که به صورت خاص اخبار را منتشر می کنند، از انتشار هر خبر و عکسی از وقایع روزهای اخیر منع شده اند. سایت های بسیاری فیلتر شده است. شبکه های ماهواره ای قطع شده است. در این شرایط، انتقال اطلاعات به صورت چهره به چهره یا پست های الکترونیکی است در موارد بسیاری این اخبار شایعه بوده یا به صورت مبالغه آمیز است و به سرعت هم در شهر می پیچد. محدودیت های اطلاعاتی، به تشنج های اخیر دامن زده است.

Saturday، June 20، 2009

چنگ و دندان سلاح به دستان بر روی سبز دستان

بعد از اجتماعات چند روزه ای که همه با آرامش برگزار شد، نیروهای نظامی امروز سنگ تمام گذاشتند و تمام دندان هایی که بر جگر گذاشته بودند را نشان مردم دادند.
اعتراضات مردمی نسبت به نتیجه انتخابا وارد دومین هفته خود شد. این نوع اعتراضات برای اولین بار در ایران و به صورت خودجوش برگزار می شد و تجمع کنندگان در سکوت، مسیرهایی را می پیمودند. به غیر از مراسم روز دوشنبه هفته گذشته که در آخرین دقایق با تحریک نیروهای نظامی به درگیری کشیده شد، سایر روزها همراه با آرامش بود.
روز شنبه روز متفاوتی برای تهران بود که آن را با آتش و گاز اشک آور و باطوم به پایان رساند.
به طور خلاصه شنبه را می توان این گونه فهرست کرد:
1- از جمعه شب بخش عمده ای از مغازه داران خیابان انقلاب حد فاصل میدان تا چهار راه ولیعصر می دانستند که روز شنبه باید ساعت 11 تعطیل باشند.
2- علاوه بر مغازه ها، سینماها نیز تعطیل بودند.
3- نیروهای نظامی اعم از سپاه، نیروی انتظامی و لباس شخصی ها که برخی جلیقه های سپاه به تن داشتند و گارد ضد شورش، در میادین مختلف مستقر شدند. شروع این جایگری ها از خیابان انقلاب بود. میدان آزادی، جمهوری، توحید، ولی عصر، فردوسی، هفت تیر، امام حسین، سعادت آباد، بهارستان و چهارراه ولیعصر از دیگر مکان های استقرار نیروهای نظامی رسمی و غیر رسمی بود.
4- در کنار نیروهایی که با خود اسلحه، باطوم، اسپری، چوب، شلنگ همراه داشتند و مسلح به جلیقه های ضد گلوله و آتش بودند، ماشین های آب پاش نیز قرار داشت و تعداد قابل توجهی آمبولانس.
5-از میدان امام حسین تا آزادی و خیابان های منتهی به این میادین، در سر هر چهاراه، حداقل 30 نیروی نظامی ایستاده بودند.
6- با گذشت زمان تعداد نیروهای رسمی و غیر رسمی، افزایش می یافت. این افراد مردم و عابران را از ورود به خیابان انقلاب و خیابان های منتهی به آن منع می کردند به خصوص افرادی را که به نظر دانشجو بودند.
7- نیروهای رسمی و غیررسمی در مواردی برای دادن مجوز عبور به افراد مدارک شناسایی آنها و حتی تلفن همراه و کیف آنها را بازرسی می کردند.
8- تلفن های همراه از ساعت 2.5 قطع شد و همچنان طبق روال شب های قبل همچنان ارتباط محدود است.
9- در هر کجا که مردم می توانستد به هم می پیوسند و با صدای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور"، اعتراضات خود را اعلام می کردند که با واکنش شدید نیروهای حاضر روبه رو می شد و علاوه بر نیروهای مستقر در هر محل، موتورسواران یگان ویژه و لباس شخصی نیز وارد عرصه می شدند.
10- نیروهای غیررسمی با فریاد و کوبیدن چوب یا شلنگ هایشان به دیوار سعی در متفرق کردن مردم داشتند و نیروهای رسمی نیز تیرهوایی شلیک می کردند.
11- میرحسین موسوی، در خیابان جیحون به جمعی که تجمع آرام خود را آغاز کرده بودند پیوست و گفت:" انا لله و انا الیه راجعون شروع شده گفته است: از پدرانمان آموخته ایم که نهایتا خون بیگناهان دامن گناهکاران را خواهد گرفت. آماده شهادت هستم. ننگ بر شما ای دولت کودتا." وی از مردم خواست تا در صورت بازداشت وی، دست به اعتصاب ملی بزنند.
12- بر اساس اخبار و مشاهدات، درگیری در خیابان کارگر، کوی دانشگاه و میدان توحید بسیار شدید بوده و چند نفر نیز مورد اصابت مستقیم تیر قرار گرفته اند.
13- نیروهای نظامی علاوه بر استفاده از تیرهوایی و گاز اشک آور برای مقابله با جمعیت، از آب جوش نیز استفاده می کردند.
14- در قسمت هایی از شهر، علاوه بر خیابان های اصلی، درگیری ها به خیابان های فرعی نیز کشیده شده و در مواردی نیز به داخل خانه های نیز برده شده است.
15- صدای الله اکبر امشب بلندتر از شب های قبل بود.
16- رسانه ها همچنان از انتشار هر گونه خبری در مورد این تجمعات و درگیری ها خودداری می کنند و از آن منع شده اند؛ اما خبرگزاری فارس به شیوه ای کاملا قدیمی سعی در ایجاد فضایی دارد تا ریشه و هدایت این اعتراضات را به خارج از کشور ارتباط دهد و همچنان هر روز تعدا قابل توجهی خبر منتشر می کند که به سرعت تکذیب شده؛ اما بر خلاف قانون مطبوعات از درج اشتباه خود شانه خالی می کند.
17- با توجه به محدودیت های ارتباطی تنها راه خبرگیری از آخرین وضعیت درگیری ها باید خود شخصا به خیابان ها رفت و شاهد عینی بود.
نتیجه گیری: مردم همچنان خواستار به دست آوردن حقوق خود هستند. موسوی بعد از 20 سال سکوت، بر عهد خود با مردم ایستاده و صحنه را خالی نمی کند. بوی باروت و گاز اشک آور شهر را گرفته است. من از این همه نیروی امنیتی که می خواهند شهر را امن کنند، می ترسم؛ چرا که رحمی در چشم هیچ کدام نمی بینم همچون همان که ظهر زمانی که برای انجام وظیفه می رفت از پشت موتورش دو بار متلک انداخت و نیشش تا بناگوش باز شد و دوستانش هم لبخند به لب شدند از این شیرین کاری این نیروی امنیتی.

میرحسین موسوی: در کنار مردم خواهم ماند

میرحسین موسوی، یک هفته بعد از اعلام نتایج انتخابات و در شرایطی که راهپیمایی حامیان وی به درگیری های شدید و مقابله نیروهای رسمی و غیر رسمی کشیده شد، اطلاعیه را صادر کرد و باز هم بر مواضع پیشینش مبنی بر تقلب بالا در انتخابات اعلام کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
خرداد ۱۳۸۸
برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

Friday، June 19، 2009

تکذیبیه خبر فارس در مورد دستگیری فعالان زن در قم

خبرگزاری فارس در اقدامی کاملا غیرحرفه ای اقدام به انتشار خبر دستگیری همسر شهید رجایی،همت، باکری و محتشمی پور در سفر به قم و دیدار با مراجع کرده بود؛ اما پس از تکذیب خبرش، اصل خبر را از روی خروجی سایت برداشت؛ اما توضیحی در رابطه با کذب بودن خبر نداد.
روایت فخر السادات محتشمي پور، نایب ریيس مجمع زنان اصلاح طلب، تکذیبیه کامل خبر خبرگزاری فارس و منبع خبری آن است.
فخر السادات محتشمي پور: روز گذشته تعدادي از مادران داغدار و خانوادهاي شهدا ، زندانيان سياسي و آسيب ديدگان وقايع اخير براي تظلم خواهي نزد علما و مراجع سفر كردند كه به دليل سرعت در برنامه ريزي و محدوديت در ايجاد ارتباط با حضور تعداد محدودي از خيل عظيم زنان داوطلب انجام شد.
نایب ریيس مجمع زنان اصلاح طلب: طبق قرار قبلي به محضر آيت الله جوادي آملي رسيديم ولي با توجه به شرايط امنيتي كه در بيوت و دفاتر علما وجود دارد ايشان نتوانستند در مسجدي كه محل قرار بود حضور بهم برسانند.
محتشمي‌پور: آيت الله صانعي در دفتر خود ميزبان اين جمع نگران از وضعيت جامعه اسلامي بودند. در اين دو ديدار ابتدا سركار خانم زهرا شجاعي گزارشي از حضور ارزشمند زنان در انتخابات و نقش تاثيرگذار ايشان در مشاركت حداكثري براي حفظ و تداوم ارزش‌هاي انقلاب اسلامي ارائه كرد.
نایب ریيس مجمع زنان اصلاح طلب: همچنين خانم شجاعي درادامه سخنان خود با اظهار تاثر عميق از برخوردهاي غيرمنصفانه با بهترين فرزندان اين آب و خاك كه آنان را به شكل توهين‌آميزي خس و خاشاك خطاب مي‌كنندگفت؛دستگيري بهترين فرزندان انقلاب و بي‌خبري خانواده‌هاي آنان تنها به جرم حق‌خواهي احساسات همه به ويژه مادران را جريحه‌دار كرده است.
نائب رئيس مجمع زنان اصلاح طلب به نقل از شجاعي: اينك ما طبق سنت تاريخي بيوت علما را بهترين مرجع و پناهگاه خود دانسته و به تظلم‌خواهي آمده‌ايم. حفظ اسلام و حمايت از جان و مال و ناموس مسلمين را وظيفه علما مي‌دانيم و آمده‌ايم تا بدانيم اين بزرگواران در اين زمينه چه خواهند كرد و در واقع اين حضور نوعي ارائه حجت و انجام تكليف شرعي از جانب مادران داغ‌دار و خانواده‌هاي آسيب ديده است.
محتشمی پور: متن سخنان اين بزرگواران توسط دفاتر آنان تنظيم و به اطلاع افكار عمومي خواهد رسيد ،ولي در مجموع اين بزرگواران مردم را به خويشتن‌داري و استغاثه به درگاه احديت براي بازگشت امنيت به كشور دعوت كردند.
نایب ریيس مجمع زنان اصلاح طلب: در اين سفر بنا بود با آيت‌الله مكارم شيرازي نيز ديدار داشته باشيم كه با مراجعه به دفتر ايشان به ما گفتند كه مشكلاتي پيش آمده كه امكان اين ديدار وجود ندارد؛ كه ما پاسخ داديم ما منتظر خواهيم ماند ولي در نهايت گفتند امكان اين ديدار فراهم نيست و محترمانه از ما پذيرايي كردند و نامه‌هايي كه براي علما نوشته بوديم را در دفتر ايشان توزيع كرديم و اطلاع‌رساني لازم انجام شد.
محتشمي‌پور: درخواست ملاقات با آيت‌الله صافي گلپايگاني را داشتيم كه ايشان طي پيام عطوفت‌آميزي اعلام كردند ، سلام من را به خانم‌ها برسانيد. بنده تاكنون هرچه از دستم برآمده است انجام دادم و پس از اين نيز اقدامات لازم را انجام خواهم داد.
نایب ریيس مجمع زنان اصلاح طلب: اخبار كذبي كه از سوي آقاي روانبخش در رسانه‌هاي دولتي منتشر مي‌شود، ناشي از نيت بد آنها است كه بهترين فرزندان ايران را اغتشاش‌گر معرفي كنند.
نائب رئيس مجمع زنان اصلاح طلب: اين دورغ پردازي‌ها در حالي كه اين طيف در زمان امام مقابل ايشان ايستاده‌ بودند وچون آن زمان نمي‌توانستند اهداف خود را پياده كنند ، امروز به سراغ ياران نزديك امام رفتند و اعلام مي‌كنم كه سفر ما به قم در كمال آرامش انجام شد و ساعت 15:30 بعدازظهر به تهران بازگشتيم.
وي با تاكيد مجدد در مورد بازداشت خود و هم‌سفران خود گفت: آقاي روانبخش كه اين مطالب را مطرح مي‌كنند، زخم‌خورده اصلاحات هستند و بسيار متاسفيم كه ايشان در لباس دين دروغ مي‌گويند.
محتشمي پور: همسر شهيد رجايي و همسر شهيد باكري از افتخارات ما هستند ، ولي به علت مشغله‌ها و عدم امكان ارتباط نتوانستند با ما سفر كنند.